| X Close | ||
بفرما! داشتیم باور میکردیم که نتایج همینها بود! اما انگار باید واقعا قبول کرد که کاسه زیر نیمکاسه این انتخابات خیلی بودار بود و هست. جناب کوچکزاده نماینده منتصب (نه منتخب) مردم تهران را که به خاطر دارید؟ همان که اصولا در مواجه خشن با خبرنگاران اصلاحطلب و به خصوص خواهران اصلاحطلب ید طولایی دارد! ایشان که از ستاد انتخابات بازدید کردند به صراحت فرمودند: «حضور حتی یک نفر از کسانی که برای رسیدن به اهداف خود در 8 سال گذشته، از ریختن آبروی نظام جمهوری اسلامی ابا نکردند، در شورای شهر به ضرر ملت است.» که البته منظور ایشان به طور آشکار از اصلاحطلبان است. خوب آدم عاقل وقتی میبیند جناح حاکم چنین تفکری دارد یا در واقع مجری و ناظر انتخابات اصولا اصلاحطلبان را مضر به حال ملت میدانند، مگر آزار دارند که بگذارند پایشان به شورا باز شود؟ شما باشید باور میکنید؟ در ضمن این رو هم بخونید بد نیست! برای هاشمی هیچی نشده کلی نقشه دارند.
۲. امروز ناصر عبداللهی هم درگذشت. ایشون یک خواننده معمولی بودند و تنها تفاوتشان با بقیه این بود که با وجود شهرستانی بودنش کلی مشهور شد و کارهایش گرفت. من که چندان علاقهای نداشتم اما یادم هست یکی از کارهایش را از رادیو پیام شنیدم و از شعرش خیلی خوشم اومد.
دل من یه روز به دریا زد و رفت/ پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنهی کفش فرارو ور کشید / آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب / سنگ توی شیشهی فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود / به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشتهها رو پاره کرد / نامهی فرداها رو تا زد و رفت